تبليغاتX
بدبين
 تحصیل!...
وقتی آخرین نفس ها را به زور فرو می کشید خاطره ای مبهم از روزی که پول های فال فروشی اش را جمع کرده بود تا این شلوار لعنتی که داشت خفه اش می کرد  را بخرد از ذهنش مثل یک رویا گذشت...بوی خون در دماغ خورد  شدهاش پیچید....هنوز نمی دانست به کدام گناه پس تجاوز چند مرد این گونه آویزانش کرده اند اما می دانست که دیگر عمو خیاط را نخواهد دید.....هنوز از جای رد شدن چاقو و قمه بر بدنش خون می چکید بر زمین و لکه ای عجیبی را شکل داده بود که در ته آخرین تلاش های ذهنش شبیه سر بریدن گوسفند بود...

...................

 

او نمی داند اما من می دانم که جای او در این عکس کنار محمد و مصطفی برای آنکه دست در گریبان شان بی اندازد و در میان یک آب انبار کهنه و مخروبه که هم سالن ورزش و هم سالن گردهم آیی مدرسه کودکان کار است به من خیره شود....و به شما که نمی دانید تجاوز وحشیانه به یک پسر ۹ ساله و بعد تکه تکه کردن و دارزدنش با شلوار چه شکل و بویی دارد....

 

CHILDS

جمعه هفتم تیر(تاریخ عجیبی است نه؟!!!).پاسگاه نعمت آباد.

  

عكس از رضا جلالي در سه شنبه یازدهم تیر 1387 | موضوع:
 رهایی.....
یکی از بزرگترین آرزوهای زمینی بشر رهایی است.کاش می شد.....

 

birds

 

کوچه های الهیه.اردیبهشت ۸۷.

عكس از رضا جلالي در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 | موضوع:
 خاطره
 

Millad tower

خیلی وقت پیش ...شایدسالها.....یا شاید هم روزها....نمی دانم...چه منظره ای بود اینجا......

پ.ن۱:خیلی ها عکس قبلی را حرکت غیر اخلاقی اعلام کردند....به جهت نمایش وجهی دیگر از یک آدم که شاید خوشایند نباشد.

پ.ن۲:بعضی ها که به نظر اهالی ورامین هستند به عکس پیشوا اعتراض کردند.لازم به ذکر است که من باعث این مصیبت نیستم و تنها آن را ثبت کرده ام.

 

عكس از رضا جلالي در دوشنبه ششم خرداد 1387 | موضوع:
 مغز یک روشنفکر...
مرتضی احمدی را به طور حتم می شناسید....از این عکس خوشم می آید......

همین.......

ahmadi.morteza

عكس از رضا جلالي در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 | موضوع:
 پیشوا
اینجا ورامین است.پیشوا.جایی که چندان تا تهران دور نیست.جایی که فاضلاب های خانه ها وارد کوچه می شود و تجمع آن باعث عذاب سکنه است.

یکی از مسولان پس از اعتراض سکنه اظهار داشته که این بوی تعفن ادکلن این محل است پس باید از آن لذت برد.

هر چند معتقدم که بزرگترن اشتباه را خود همین مردم کرده اند با بی تو جهی هایشان.اما خوب شهرداری چه می کند پس؟

varamin

سند خانه که نیمه فروریخته است و لانه موشها.از باقالی فروختن به طور حتم نمی توان کاخ خرید.

varamin1

پتو ها را هم در آستانه عید این گونه در کنار کوچه بایدشست.

این فاضلاب منظره خوش بویی است که آقای مسول وعده داده بود.

varamin4

درون خانه ها این گونه می ریزد.

varamin5

این هم مهدی ۳ ساله است که سوراخ موش را در کنار کمد اتاق محل خوابشان به ما نشان می دهد.

موشها و آدمها.

varamin6

اما آینده این کودک کجا رقم می خورد؟در بهترین حالت باقالی فروش می شود یا به همراه معتادین پشت دیوار خانه شان به دنبال سرنگ می گردد؟

 

عكس از رضا جلالي در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 | موضوع: