...
سخن نگويم كه همه سكوتمان فريادي است سي سال فروخورده...... روي جلد جديدترين شماره مجله تايمز. ... روي جلد مجله تايمز در ماه دسامبر 2007. مجله معروف تايمز در نيويورك همچنين در بخشي از سات خود 10 نماد جنبش هاي آزادي خواهانه در جهان را منشر كرده كه تصوير ندا دختر ايراني رتبه اول را به دست آورده.من سه عكس نخست را اينجا گذاشته ام و براي ديدن ما بقي اينجا را كليك كنيد. ايران 2009 سايگون 1963. بغداد سرنگوني مجسمه صدام سال 2003. گر شعله های خشم وطن / زين بيشتر بلند شود پر گوی و ياوه ساز شدی، / بی حد زبان دراز شدی هرجا دروغ يافته ای / درهم چو رشته بافته ای باد غرور در سر تو، / کور است چشم باور تو بر سر کله گشاد منه، / خاک مرا به باد مده بس کن خروش و همهمه را، / در خاک و خون مکش همه را نفرين من مباد تو را / زان رو که در مقام رضا خواهی گر آتشم بزنی / يا قصد سنگسار کنی سيمين بهبهانی هیچ سخنی نیست دیگر جز ضجه خفقان........(عکاس ناشناس). جواب این آدمها را که می دهد؟.....آیا به جهان دیگر اعتقاد ندارید؟....حداقل به گفته امام تان آزاده باشید....یادتان نرود ای تشنگان قدرت خون این همه فداکاران دامنگیر است. ۱-حرمت آنان که در خاک این سرزمین با خون خود جنگ را بی هیچ سهام عدالتی رنگین کردند را پاس می دارم. ۲-نظام جمهری اسلامی ایران برای من محترم است اما به شرط ایجاد فضایی برای نفس کشیدن و احقاق حقوق اولیه همه مردم به آن ایمان دارم. ۳-باز هم ایران شاهد هجوم طبقه به اصلاح پایین دست سهام عدالت بگیر (اهدای پولهای هنگفت در سطح عام. قلعه گنج شهری که اغلب اشرار هستند و نا امن دکی جان نفری ۲۰۰ هزار تومان عنایت کرده.) به طبقه به اصطلاح بالا شهری عیاش است.در اغلب شهر ها و شهرستانها فکر می کنند ساکنان شهر های بزرگ در رفاه کامل به سر می برند و خبر ندارند که این جانب پس از ۱۱ سال کار با حقوق ۴۰۰ هزار تومانی ۲۰۰ هزار تومان قسط می دهم و اگر ۲۴ ساعت کار نکنم جایی برای بودن در عرصه حیات در تهران نخواهم داشت.در واقع این جماعت گشنه با دکی جان آمده اند که خرخره ما را بجوند و کم نیستند چون من.که مثال از خود زدم که نگویند دروغ می گویم.همچنین من هیچ چشمداشتی به همین سهام عدالت یا پو لهای بی حساب ندارم.خواست من پر چم ایران است بی هیچ اسمی. ۴-به هیچ وجه موافق حرکت های خشونت آمیز نیستم.اما مردم هم صبر شان حدی دارد.تخریب اموال عمومی امر پسندیده ای نیست پس بگذارید مردم حرف بزنند. ۵ـبه شعار مرگ بر آمریکا اعتقاد قلبی دارم و به دولت دکی جان که چشم به دست آنان دارد اعتقادی ندارم. ۶-امروز مادری دیدم که دست کودک ۸ ساله اش را گرفته بود و از میدان فردوسی پیاده می رفت تا در آزادی نماد آزادی را به کودکش نشان دهد.زنی که تا دیروز مادر می نامیدم می گوید این مردم اشرار هستند.اگر این ها اشرار هستند و نه آنان که در راه جشن آزادی دیروزشان چماق به ما پرت می کردند من اشرار خواهم ماند و دیگر خانوادهای هم ندارم.نه پدر نه مادر.من بچه شرارت هستم. ۷-وطنم را می خواهم ٬پرچم ایران را بدون هیچ اسمی بر آن و شرافتم را ٬می خواهم بروم در دشت شلمچه بر خاکش فریاد بکشم ای مردگان شرافت٬ این نبود آن حکومتی که ما می خواستیم.کاش من هم را برده بودید.اینجا مردمان با شرافت ایران زیر ضرب و شتم بسیجیان چماق به دست تنهایند. این تنها عکسی بود که من از این روزها دارم و پس از آن مورد عنایت پلیس همیشه در صحنه سرکوب مخالفان و ترسنده از مجرمان قرار گرفتم.تنها تلفات نیز علاوه بر ده ضربه باتوم عینک من بود. (این وطن هرگز برای من وطن نبود.) بگذارید این وطن رویایی باشد که رویاپروران در رویای آه، بگذارید سرزمین من سرزمینی شود که در آن، آزادی را و برابری در هوایی است که استنشاق میکنیم. (در این «سرزمین ِ آزادهگان» برای من هرگز بگو، تو کیستی که زیر لب در تاریکی زمزمه میکنی؟ (بخشی از شعر لنگستن هیوز) عکس ها :رویترز




ترسم به روی سنگ لحد / نامت عجين به گند شود
ابرام ژاژخايی ی تو / اسباب ريشخند شود
ترسم که آنچه تافته ای / بر گردنت کمند شود
پيلی که اوفتد به زمين / حاشا دگر بلند شود
ابر عبوس اوج - طلب / پابوس آبکند شود
کاری مکن که خلق خدا / گريان و سوگمند شود
دشمن چو دردمند شود، / خاطر مرا نژند شود
کبريت و سنگ در کف تو / خاموش و بی گزند شود
۲۵ خرداد ۱٣٨٨

بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود.
بگذارید پیشاهنگ دشت شود
و در آنجا که آزاد است منزلگاهی بجوید.
خویشداشتهاند.ــ
بگذارید سرزمین بزرگ و پرتوان عشق شود
سرزمینی که در آن، نه شاهان بتوانند بیاعتنایی نشان دهند نه
ستمگران اسبابچینی کنند
تا هر انسانی را، آن که برتر از اوست از پا درآورد.
(این وطن هرگز برای من وطن نبود.)
با تاج ِ گل ِ ساختهگی ِ وطنپرستی نمیآرایند.
اما فرصت و امکان واقعی برای همه کس هست، زندهگی آزاد است
نه برابری در کار بوده است نه آزادی.)
کیستی تو که حجابت تا ستارهگان فراگستر میشود؟
عکاسی در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت
5:47 بعد از ظهر توسط رضا جلالي| |
عکاسی در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت
8:57 بعد از ظهر توسط رضا جلالي| |
عکاسی در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت
9:0 بعد از ظهر توسط رضا جلالي| |
این روزها شهر شلوغ است و خسته اما خدا رحم کرده و هر شب بر غم ما می بارد از این همه فتنه.چند نظر دارم در باب این روزها:
عکاسی در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت
10:40 بعد از ظهر توسط رضا جلالي| |
بگذارید این وطن دوباره وطن شود.
عکاسی در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت
9:40 بعد از ظهر توسط رضا جلالي| |
